......مانتو......

خرید بک لینک
....تا قبل از انقلاب کمتر کسی اسم مانتو به گوشش خورده بود.

اصولا چیزی بنام مانتو بمعنای امروزی وجود نداشت.

خانمها یا چادری بودند یا بی حجاب . بی حجابها که اکثرا شمیران

نشین بودند اغلب از قشر مرفه بودند انها هم انواع و اقسام

داشتن.معلمهای ما که از قشر مرفه بودند بی حجاب بودند واندک

معلمی بود که چادری باشد انهم البته معلم دینی بود.

دبیرستان قصه خاص خودش را دارد ازطرفی ارایش در مدرسه

و حتی برداشتن ابرو ممنوع بود ازطرفی هم باید دم در مدرسه

چادر را برمیداشتیم بعد وارد حیاط میشدیم.

تعدادی اموزگار مرد داشتیم و تک و توک دخترهای حتی چادری

سرکلاس اینها روسری میذاشتند.

این را هم بگم تقریبا دو سه درصد جامعه را بی حجابها تشکیل

میدادند و هیچوقت تیپ و رفتارشان موردپسند جامعه نبود.

اموزگاری با دامن کوتاه و موهای انچنانی مورد تنفر خیلی ها

بود. اما هیچگاه این معلمهای بی فرهنگ مورد توجه و تقلید

چادری ها قرار نمی گرفتند.

روپوش مدرسه از بلوز دامن گرفته تا بلوز شلوار و پیراهن هر

سال عوض میشد.

اگر معلمی عقده اش را سر دانش اموز خالی میکرد کتک میزد

کسی از دانش اموز بدبخت حمایت نمیکرد و همیشه محکوم

بود.

تا یادم نرفته بگم اگر زلزله ای مثلا در پاکستان و ترکیه رخ

میداد بچه ها را مجبور میکردند حتما کمک کنند. یادمه من

ابتدایی بودم ترکیه زلزله شد من با دستهای کوچکم قوطی

روغن شاه پسند بردم....

قشنگی مدرسه شب عید بود که خیرین عیدی میدادن خانم

معاون مدرسه وارد کلاس میشد....کی عیدی میخواد؟

اکثر بچه ها دست بالا میکردند خب کی از عیدی بدش میاد!!

قواره ای پارچه ...یک جفت کفش هدیه خیرین بود نه از

طرف دولت پهلوی مفتخور....

خاطرات مدرسه دهه چهل و پنجاه ....تجریش..

حسین عشق منی ...

ما را در سایت حسین عشق منی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 15:32

صفحه بندی