با بچه ها خندیدیم ...ازکجا میدونه ما یکبار مشرف شدیم....
پیرزن باصفایی بود تو امامزاده ای قدیمی با فرشهای دستبافت
کهنه....سرراه سفر....
حالا بچه ها بزرگ شدند... اتفاقا سال ۹۲دوباره کربلای معلی
رفتیم و چه صفا یی دارد این سرزمین عاشقی.....
سال۹۰ زیارت عمره هم رفتیم هنوز خانمی ۱۴ ساله بود ....
که طواف کردیم .
...چندبار شد ....مامان دو.....چهار......هفت.....بار
به نیابت از اموات .....
خب این ارزوهای بزرگ ما بود ....الهی شکر....
حسین عشق منی ...
ما را در سایت حسین عشق منی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104