....یعنی نفس کشیدن تو خاک سرزمینت....
به ضریح ارباب که رسیدم همین شعر روزمزمه کردم..
اما گریه امان نداد....چه حالی بود سردرگم شده بودم
دستپاچه بودم ...انگار دعاها یادم میرفت....حالا من
جایی بودم که خیلی ارزویش را کرده بودم برایش
اشکها ریخته بودم...اینجا خانه امن عشاق بامعرفت
سیدالشهدا...
خداراشکرت این زیارت اخرصفر رابحساب اربعین
بگذار....
السلام علیک یا اباعبدالله .....
حسین عشق منی ...
ما را در سایت حسین عشق منی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121