امسال انگار محرم زودتر رسیده....همه جا عزا و ماتم.... اشک و سینه زنی و نوحه.....
دلها گرفته از این مصیبت به یاد سید الشهدا...کربلایی دوباره در منا...
که حسین علیه السلام در این سرزمین عرفه خواند فراوان گریست طواف کرد و......
خیلی برایم سخت بود ساکهای اینها را من جمع میکردم ...جایشان خالی بود.......
چه گذشت بر من .....شهید محسن حاجی حسنی....شهید حسن دانش.....
از هوش می رفتم تمام خاطرات کودکی چلوی چشمم امد ..ناگهان به یاد دخترم.......
چشم باز کردم...من هنوز زنده بودم....چند ساعتی کنار جنازه ها بودم...
تا چشم کار میکرد کفش بود که روی زمین ریخته بود...خود را به نرده ها رساندم به..
زحمت بالا رفتم روی خیمه ها افتادم....دیگر چیزی نفهمیدم....یک افریقایی به صورتم
اب پاشید.....جان گرفتم...
روضه حضرت علی اصغر خواندم ...لا به لای جمعیت گیر افتاده بودیم.....تشنه بودیم
یک ایرانی خون الود و مضطرب بیرون از جمعیت فریاد میزد چه میخواهید ....اب ...اب
چند بطری اب برایمان اورد....سرو رویمان ریختیم .....از اب هم دریغ کردند کوفیان..
تو یک متر مربع پنج شش نفر ایستاده بودیم قادر نبودیم دستمان را بالا بیاوریم.....
تا نیمساعت...یا کمی بیشتر طاقت اوردیم....گرما و تشنگی غلبه میکرد کم کم...
بی حال می شدیم...صدای یا حسین ...یا ابوالفضل...یا مهدی ادرکنی ایرانی ها...
پیچیده بود.....
نرده بزرگی روی جمعیت افتاده بود جمعیت زیر ان مچاله می شدند......پاهایم قدرت
نداشتند...شهادتین را گفتیم......به دوستم گفتم اگر زنده ماندی من اینجا هستم.
خانم پاکستانی:
از میان جمعیت چهاردست و پا خود را بیرون کشاندم نرده هارا محکم گرفتم...یارب
یا رب ...می گفتم....
کسی به ما کمک نمی کرد نمیگذاشتند ایرانی ها هم به کمک بیایند....
ماموران سعودی با پوتین از روی بدن نیمه جان ما رد میشدند..ما له میشدیم......
حاج محسن...حاج حسن ...حاج اقای رکن ابادی.....حاج مهدی.....بدون شما .....
عید قربان لطفی نداشت.ما هنوز لابلای جمعیت عشاق در راه بندگی فنا میشویم.
حسین عشق منی ...
ما را در سایت حسین عشق منی دنبال میکنید
برچسب: من رفیق گریه هاتم,من رفيق گريه هاتم,من به گریه هام میخندم,گریه های من,گریه های من به شعر یغما,من مشق گریه هایم مانده,من به گریه ها میخندم, نویسنده: بازدید: 286